محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

607

مخزن الأدوية ( ط . ج )

خود را هر قدر كه مىخواهد از خواص آن آنست كه نر آن شديد الغيرت مىباشد بر ماده خود و بسا است كه ماده منتفخ مىگردد از رايحه نر و ديگر آنست كه چون صياد را بيند سر خود را به برف فرو مىبرد به گمان آنكه صياد آن را نمىبيند پس صياد آن را مىگيرد و عمر آن پانزده سال مىباشد و از غنا و اصوات خوش الحان خوش مىشود و بسا است كه از كمال خوشى در آشيان خود مىافتد و صياد آن را مىگيرد و تعيش آن در سردسير و كوهستان سرد برف نشين مىباشد . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و خشكى آن زياده بر گرمى و بعضى معتدل دانسته‌اند . افعال و خواص آن : لحم آن الطف لحوم است و كثير الغذا و سريع الهضم و مولد خون صالح . * اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و النفض * جهت فالج و لقوه و امراض بارده دماغيه و صدريه و فواد و معده و كبد و احشا و استسقا و حبس بطن و ازدياد باه و تسمين بدن نافع . المضار : در محرور المزاج و هواى حاره و بلدان حاره مضر و با شراب صرف مصدع و مورث خارش بدن ، مصلح آن سكنجبين و ترشيها و چون گوشت آن صلب است بايد كه بعد از ذبح دو شب در سرما و در گرما يك شب بگذارند پس طبخ نموده تناول نمايند و در بعضى امزجه دير هضم و آشاميدن يك مثقال از مغز سر آن با شراب و به دستور با نيم مثقال صندل جهت يرقان و بلع جگر گرماگرم آن به قدر نيم مثقال جهت صرع و زهره آن اكتحالًا جهت جلاى غشاوه و ظلمت بصر و شبكورى و با زيت شيرين كه اجزاى مساوى ضماد نمايند بر بيرون چشم جهت ابتداى نزول آب در چشم و با مرواريد ناسفته سوده و مشك به وزن آن جهت جلاى بياض و ظفره و طرفه و غشاوه و دمعه و سعوط آن در هر ماه يك بار جهت حدت ذهن و نيكويى آن و تقليل نسيان و حدت بصر و خون آن كه خشك كرده سوده با زجاج فرعونى يعنى شيشه سفيد و دارفلفل اجزا متساوى با عسل سرشته در چشم كشند جهت رفع بياض و جرب اجفان و بيضه آن را چون با سركه عنصل پخته بخورند جهت وجع بطن و زوال مغص و در غير سركه جهت فصاحت و تصفيه صوت و رفع سرفه و خام آن با كندر مسمن بدن و خاكستر پر آن محلل اورام صلبه و طلاى سرگين آن رافع كلف و نمش است . فصل القاف مع التاء المثناة الفوقانيه قتاد به فتح قاف و تا و الف و دال مهمله لغت عربى است و نيز به عربى شجرة المقدس و مسواك القياد و مسواك المسيح و به فارسى گون و نوارس و قبيح نيز قسمى از آن است و اصح آنست كه به فارسى آن را كم به ضم كاف و به شيرازى بالش عاشقان نامند . ماهيت آن : درختى است پرخار و خارهاى آن تند و خم شده به سوى پايين كه چون برگ‌هاى آن را خواهند كه به دست كشيده از شاخ‌هاى آن جدا نمايند چنانچه از شاخه‌هاى اشجار ديگر مىكنند دست مجروح گردد و ساق آن بىخار و مانند نى و شتر آن را نخورد مگر در سالى كه باران كم بارد و نباتات كم رويد و چون مواشى از آن چرا نمايند و بخورند فربه گردند و گل آن زرد فام و در آن قطعه‌هاى سرخ رنگ و ميوه آن از گل آن بيرون مىآيد و رنگ آن به هيئت هسته خرما و كثيرا صمغ آنست . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و صاحب اختيارات بديعى گرم و تر گفته . افعال و خواص آن : آشاميدن آب آن جهت سرفه و ضيق النفس و قرحه ريه و طلاى آن با سركه و عسل جهت بهق و رفع آثار جلد نافع و بيخ آن با دهنيت و تازه آن مانند مشعل مىسوزد بدون روغن . فصل القاف مع الثاء المثلثه قثاء به كسر قاف و فتح ثاى مثلثه مشدده و الف ممدوده به فارسى خيارزه و به يونانى قيموطمشور و به سريانى بوصينى و به رومى قوميا و به هندى ككرى نامند . ماهيت آن : معروف است كه نبات آن از قبيل نجم و بياره است مانند خيار بادرنگ و مشابه آن الا آنكه برگ آن از آن املس و اندك كوچك‌تر و ثمر آن دو نوع مىباشد يكى بزرگ طولانى ضخيم اللحم قليل البزر كه در اول فصل ربيع مىرسد و اين را خيارزه كازرونى نامند و دويّم از آن كوچك‌تر و لحم آن نازك‌تر و تخم آن بيشتر در اواخر تابستان مىرسد و اين را خيارزه نيشابورى نامند و اين شيرين‌تر و لطيف‌تر از اول است و از هر دو نوع بعضى مغز ما بين و تخم آن تلخ مىباشد و نيز هر دو نوع بعد از كمال رسيدن و پخته شدن ترش مىگردند خصوص نوع دويّم و گفته‌اند بهترين آن نازك طولانى باريك املس كازرونى است و زبونترين آن نيشابورى مخطط خشن آن و تخم آن بهتر از تخم خيار و لطيفتر از قثد و سريع الهضم‌تر از آن و مولانا نفيس كرمانى گفته كه قثاء خيار است و آن بطيخ خام مستدير است كه خام بود و هنوز نرسيده باشد و اين قول نادر است و نزد عوام شيراز اين مشهور به كمبزه و هوكو و كركو است نه خيارزه . طبيعت آن : در آخر دويّم سرد و تر و مغز آن ارطب و الطف از